Alireza Eftekhari-علیرضا افتخاری
تولد و اوایل زندگی
علیرضا افتخاری در سال 1337 در اصفهان و در خانوادهای نسبتاً فقیر به دنیا آمد. اما با وجود فقر، خانواده افتخاری بسیار هنردوست بودند و همین مسئله باعث شد تا از 5 سالگی علیرضا را به کلاس ویولن بفرستند.
در حضور استاد
در سن دوازده سالگی علیرضا افتخاری در کلاس درس استاد تاج اصفهانی حضور یافت. تاج اصفهانی کسی بود که از علیرضا افتخاری یک خواننده به تمام معنا ساخت. خود علیرضا افتخاری درباره استادش گفته است: استاد تاج از نظر اخلاقی بهگونهای بود که سعی میکرد حتی پا روی مورچهای نگذارد. ایشان حتی حواسشان بود که مانند برخی افراد که با طمطراق و غرور پایشان را روی خاک میگذارند و حرکت میکنند، پا روی خاک نگذارند.
حواسشان بود که خدای ناکرده حرفی یا سخنی را به زبان نیاورند که دلی را آزار بدهد. باید بدانیم که همه گرفتاریهای ما به سبب دلشکنی یکدیگر است.
چرا بچه من یا بچههای ما دلشان باید در دانشگاه بشکند؟ منِ پدر چه میتوانم بگویم وقتی مثلاً رئیس دانشگاه دل بچه مرا میشکند؟ شاید کسی نداند، اما منِ پدر این را میدانم و منِ پدر باید بلرزم و بگویم چرا؟ اما راه چارهای هم ندارم.
تأکید استاد تاج در کلاسشان نه بر روی ردیف بود و نه آواز؛ بیشترین تأکید ایشان تنها بر روی اخلاق بود و میگفتند بچهها مواظب باشید دلی را نشکنید.
آزمون باربد
بعد از تبدیل شدن به یک خواننده بزرگ و در سال 1357 خورشیدی در آزمون باربد و در حضور علیاکبر شهنازی، داریوش صفوت، علی تجویدی موفق به کسب رتبهٔ نخست شد. آزمون باربد نام یک مسابقه در رشتههای مختلف موسیقی ایرانی بودهاست که در سال 1356 توسط سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران پایهگذاری شد.
اولین آلبوم
در سال 1362، نخستین آلبوم خود را به توصیهٔ فرامرز پایور با نام «آتش دل» و به یاد تاج اصفهانی منتشر کرد.
افتخاری بعد از سه سال کارهایی نظیر راز و نیاز با همکاری حسین علیزاده و مهرورزان با همکاری محمدعلی کیانینژاد را اجرا کرد. افتخاری در سالهای نخست دههٔ 1360 خورشیدی، اجراهای خصوصی نیز بههمراه حسن کسائی، حبیبالله بدیعی، غلامحسین بیگجهخانی و جلیل شهناز داشت که این آثار تک نسخهای بودند و هیچگاه منتشر نشدند.
علیرضا افتخاری و فرم خوانندگی او
در ابتدای این دوران افتخاری که به 40 سالگی نزدیک شدهبود، سبک و سیاق خوانندگی خود را یافت. خوانندگی آلبومهای به دنبال دل به آهنگسازی علی تجویدی و همایون خرم و قلندروار به آهنگسازی عماد توحیدی در این دوران است.
در این دوران افتخاری بسیار پرکار بود و آلبومهای او بسیار پرفروش بودند. نیلوفرانه از آثار این دوران و پرفروشترین آلبوم موسیقی ایران است.
افتخاری در این سالها تصنیفهای بسیاری خواند و این قطعات را تکنیکی و شنیدنی اجرا کرد. آلبومهای پاپ-سنتی شکوه عشق، شب کوچهها و عطر مهر که همگی به آهنگسازی فریدون خشنود در این سالها منتشر شدند، دارای فضای تلفیقی و پاپ بودند و ملودی، تنظیم و ریتم آنها با آثار پیشین افتخاری متفاوت بود.
آلبوم نسیما با استقبال روبرو شد، این آلبوم ساختهٔ فضلالله توکل، از نوازندگان سنتور برنامهٔ گلها و از بدنهٔ موسیقی سنتی بود که برپایهٔ گامها و دستگاههای موسیقی سنتی و با رنگ و بوی مدرن تنظیم شد.
همکاریها
استاد علیرضا افتخاری در طول فعالیت حرفهای خود بیش از 70 آلبوم موسیقی در سبکهای سنتی، ارکسترال و تلفیقی با همکاری افرادی مانند پرویز مشکاتیان، حسین علیزاده، علی تجویدی، عباس خوشدل، جمشید عندلیبی، محمدعلی کیانینژاد، محمدجلیل عندلیبی، جواد لشکری، محمد موسوی، جلال ذوالفنون، هابیل علیاف، حسن میرزاخانی، محمدجواد ضرابیان، علی جعفریان، فضلالله توکل، محمدرضا چراغعلی، فریدون شهبازیان، کامبیز روشنروان منتشر کرده است.
با اینکه سبک سنتی مخاطبین و طرفداران خاص خود را دارد، اما علیرضا افتخاری همواره موفق بوده تا نظر مخاطبین را به خود جلب کند.
آلبومهای علیرضا افتخاری از پرفروشترین آلبومهای ایران بوده است بهطوری که برخی از رسانهها از وی با عنوان «پرفروشترین خوانندهٔ بعد از انقلاب» یاد میکنند. آلبوم نیلوفرانه که در سال 1375 منتشر شد حدود 3 میلیون نسخه فروش داشت.
مجموعهٔ قلندروار از دیگر آثار پرفروش علیرضا افتخاری است که در سال 1386 منتشر شد. این آلبوم در داخل و خارج از ایران مورد استقبال فراوانی قرار گرفت.
امان از جدایی، مستانه و خندهٔ بارون نیز از آلبومهای پرفروش مؤسسهٔ آواز بیستون در عرصهٔ موسیقی هستند.
زندگی شخصی و ازدواج
علیرضا افتخاری زمانی که هجده سال سن داشت، با دختر دایی خود ازدواج کرد. حاصل این ازدواج سه دختر به نامهای الهام، مرجان و آوا هستند. علیرضا افتخاری درباره دخترانش گفته: دختر بزرگم الهام موسیقی سنتی گوش میکند اما فرزند دومم علاقه به موسیقی ندارد. فرزند سومم که از ناحیه پا فلج و روی ویلچر است را بسیار دوست دارم و خانواده هم از علاقمندی بسیار من به او آگاه هستند.
دوست دارم آقای رئیس جمهور!
در هفدهم مرداد 1389 و حدود یکسال پس از انتخاب مجدد محمود احمدینژاد به ریاستجمهوری و پیامدهای آن، در مراسم بزرگداشت روز خبرنگار که در مرکز همایشهای صدا و سیما برگزار شد، افتخاری و احمدینژاد یکدیگر را در آغوش کشیدند و افتخاری به او گفت: «آقای رئیسجمهور دوستت دارم». این اقدام از سوی مخالفان دولت با انتقادهای شدیدی روبهرو شد.
استاد علیرضا افتخاری درباره این اتفاقات گفته است: از صحنه که پایین میآمدم، به روح پدرم قسم، فردی قد کوتاه به سرعت سمت من آمد و گفت: «بدو بدو که آقای احمدینژاد بهخاطر شما ایستادهاند و معطل شما شدهاند.»
اسمشان یادم رفته که اینفرد کوتاه قد چه کسی بودند. من اصلاً قرار نبود سمت ایشان بروم. اتفاقاً سخت گرفتار برخی کارها هم بودم و میخواستم بروم.
ولی دور و بریهای ایشان با این قبیل رفتارها باعث شدند این دیدار رخ دهد. تیم بادیگاردهای شخصی ایشان همیشه حواسشان هست که اصلاً کسی نباید نزدیک آقای احمدنژاد شود. ولی درباره من اوضاع کاملاً برعکس شد و من را برای مواجهه با ایشان هدایت کردند.
خودشان من را به سمت ایشان هل دادند و در ادامه هم رسانهای مثل تلویزیون این دیدار را پوشش داد و با قدرت و هدفمندی خاصی، آنرا هر شب پخش کرد.
حدود یک هفته بعد بود که همه چیز شروع شد و به مرور بد و بدتر شد. رسانههای خارج از ایران هم که اوضاع را خرابتر کردند و فکر میکردند من برای بوسیدن آقای احمدینژاد وقت گرفتهام!
آقای احمدینژاد در این مدت حتی یکبار پیگیر احوال من نشدند. با صدای بلند به ایشان میگویم در مورد من بسیار انسان قدرنشناسی بودند.
با صدای بلند این جملات را بر زبان میآورم و امیدوارم به گوششان برسد. شما را به جان مادرتان قسم میدهم که به من کمک کنید تا این حرفها به گوش همه برسد. امروز به آگاهی و درک سیاسی درستی از این بازیها رسیدهام و امیدوارم این موضوع به خوبی در رسانهها انعکاس پیدا کند.
تهدید به ترور
بعد از جریان احمدی نژاد یادم است که نوشتهای زیر در منزل شخصی من گذاشتند که اینجا بمبگذاری خواهد شد و هرچه سریعتر باید این منزل را تخلیه کنید. به قدری فشار و تهدیدها زیاد شد که مجبور شدیم از آن محل برویم.
مدتها کلاه میگذاشتم روی سرم و برای خرید اینور و آنور میرفتم. اگر هم کسی من را میشناخت، برخوردهای اهانتآمیز و زشتی میشد. خوب یادم هست وقتی در فرودگاه وارد سالن انتظار شدم و نشستم، حدفاصل ده متری من همه مردم از صندلیها بلند شدند و اطرافم خالی شد.
دوستان من دیگر من را مهمانیهای خودشان هم دعوت نمیکردند و میترسیدند بلایی سر بچههایشان بیاید. میگفتند علیرضا تو دوست بیست ساله ما هستی ولی واقعاً بهتر است دیگر نباشی، چون مردم و آشنایان همسر و بچههای ما را مورد توهین قرار میدهند که چرا افتخاری را اینجا راه دادهاید. میگفتند چرا با «رفیق احمدی نژاد» رفت و آمد میکنید!
نباید هنر را به سیاست گره زد
نباید هنر را با سیاست گره زد. آنجا که سیاست کم میآورد به پیشگاه هنر زانو میزند. این زانو زدن از سر احترام نیست که از سر گدایی است. زندگی شخصی من در آن سال ها جوری بود که اصلا نمی توانستم از خانه خارج شوم.
آن هجمهها در همه این سالها برای من تبعات زیادی داشت. آقای احمدی نژاد در این مدت حتی یک بار پیگیر احوال من نشدند. با صدای بلند به ایشان میگویم در مورد من بسیار انسان قدرنشناسی بودند. با صدای بلند این جملات را بر زبان می آورم و امیدوارم به گوششان برسد.
اگر کسی از من دلخور باشد نمیتوانم کار کنم
اگر یک نفر هم از من دلخور باشد، من قطعا نمیتوانم کارم را درست انجام دهم. این ناراحتی را که من مسببش نبودم، با این درد دل مفصل شرح دادم.
حتی اگر یک نفر هم اصل موضوع را فهمیده باشد و برایش مشخص شود اوضاع از چه قرار بوده، باز هم برای من خوشایند است. امیدوارم وقتی مردم از قصد من برای خودکشی باخبر میشوند، قطره اشکی بریزند و فضای تلخ آن دوران را درک کنند.
اگر چهار نفر در محل به شما و خانواده تان توهین کنند، صبر و تحملش را ندارید. فکر کنید که یک ملت علیه من شده بودند و واقعا دیگر امیدی برای زندگی نداشتم. من اگر خودکشی میکردم، همه خوشحال می شدند؟ راهی جز خودکشی برای من مانده بود؟ من تا این تصمیم هم جلو رفتم. ولی بعد، فرزند بیمارم باعث شد از تصمیم صرف نظر کنم. امیدوارم مردم ایران که مبنای دلشان محبت است و صداقت، در جریان اصل اتفاقات قرار بگیرند.
دوستی با شجریان
هر وقت صدای استاد شجریان را میشنیدم، یک صداقت خاصی در صدای ایشان حس میکردم. درست قبل از این که با شما صحبت کنم، «قاصدک» استاد شهبازیان را با صدای استاد گوش میکردم و واقعاً لذت میبردم.
هر وقت صدای استاد شجریان را میشنوم خود به خود میزنم زیر آواز. همه اینها بهخاطر علاقهای است که به ایشان دارم و آثارشان را برای من عزیزتر و دوست داشتنیتر میکند.
حوالی سال 60 بود که ما با هم رفتوآمد داشتیم و من در تهران خدمت ایشان میرسیدم و ایشان هم در اصفهان به منزل من میآمدند. من یک رنوی قدیمی داشتم و قتی با استاد در آن مینشستیم، آقای شجریان به من میگفت: «علیرضا بخون… بخون که دلمون گرفته » و من میخواندم و آن روزها هرگز از ذهن من پاک نمیشود.
موسیقی پاپ از دید استاد
خدا رحمت کند استاد محمد نوری را. ایشان واقعاً استاد بود. البته جوانان خوبی را در این دوره کنونی داریم و صداهای خوبی میشنوم. بههرحال درها به روی موسیقی در کشور بسته است و همین باعث میشود انگیزهها برای استمرار و پیشرفت بیشتر و بیشتر شود. ولی قطعاً سر آمد پاپ در ایران از نظر من محمد نوری بوده و هست.
نظر بزرگان درباره استاد افتخاری
اکبر گلپا:
امروزه میبینم خوانندهٔ جوان و خوبی مانند آقای علیرضا افتخاری وجود دارد و صدای خوبی هم دارد که همیشه چوب لای چرخش میگذارند و گاهی او را سیاسی میدانند. او اگر اهل سیاست بود که خواننده نمیشد مثلاً میرفت وکیل مجلس میشد یا سیاستمدار. این نسل باید موسیقی مملکت را نگاه دارند.
عباس خوشدل:
شما اگر به کارهای آقای افتخاری دقت کنید، میبینید که طوری شعر را خوانده که امکان ندارد شما متوجه حتی یک واژه نشنوید و میتوانید تکتک ابیات را بشنوید و یادداشت کنید و در آنها یککلام فالش نمیشنوید. پس از انقلاب کسی مانند آقای علیرضا افتخاری ترانه نمیتواند بخواند. نوعی زیبایی در صدای آقای افتخاری وجود دارد که من در صدای خوانندگان دیگر نمیبینم.
کورس سرهنگزاده:
یک روز به خانهٔ آقای حسن کسائی رفته بودم که با او بر سر تاج بحثم شد. به کسائی گفتم تنها خوانندهٔ خوبی که اصفهان تحویل مردم داد و مردم او را قبول کردند، آقای افتخاری بود. افتخاری به مراتب از تاج زیباتر میخواند. البته اگر از خودش بپرسید، میگوید «من شاگرد تاج بودم» در صورتی که به سن او نمیخورد که شاگرد تاج باشد.
پرواز همای:
استاد افتخاری اصلاً مناسب اجرا با ارکستر موسیقی ملی نیستند. صدای او زیباترین صدایی است که در موسیقی ایران وجود دارد. من صدای ایشان را از بچگی دوست داشتم اما وقتی ایشان از ردیف حرف میزنند، بهتر است خودشان بروند و آثار گذشتهشان چون راز سر به مهر و سرو سیمین را گوش دهند و ببینند خودشان چقدر از آن کارها فاصله گرفتهاند.
تقدیر از استاد
در شهریور 1400 مراسمی برای گرامیداشت هنرمندانی که در زمینه ایثار و دفاع مقدس سابقه فعالیت هنری داشتند برگزار شد. در این مراسم از علیرضا افتخاری در کنار هنرمندانی نظیر عزتالله مهرآوران، جمشید هاشمپور، حسین نوری و رضا برجی تجلیل به عمل آمد.
سخن پایانی
بسیار خرسندیم که تا پایان همراه سایت روزانه بودید. ما امروز و در مقاله فوق سعی کردیم تا درباره زندگی شخصی و حرفهای استاد علیرضا افتخاری بنویسیم تا شما عزیزان و طرفداران با زندگی این اسطوره موسیقی بیشتر از قبل آشنا شوید. در پایان امیدواریم که از خواندن این مقاله نهایت لذت را برده باشید.
Similar Artists